تبلیغات اینترنتیclose
به دل گفتم که من بیدارم امشب( علی خلج ) ...
پیچک ( علی خلج )
شعر و ادب پارسی

سا قيا زجا بر خيز پر كن خم مستانه  

با چشم خمار خود مي ده دوسه پيمانه



نوشته شده در تاريخ شنبه 23 خرداد 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 


به دل گفتم که من بیدارم امشب
چون از ره می رسد دلدارم امشب

بدل گویم سر امد درد و حسرت
بخود میلرزم از دیدارم امشب

زنم اب بر رهش از چشمه چشم
که هر چه غم بود بیزارم امشب

زبسکه هجر یار بر دوش کشیدم
از این بار غمش بیمارم امشب

اگر عهد بشکند بازم نیا ید
دوباره وای برمن زارم امشب

نشسته ام در رهش تا رو نماید
چو دزد ر ا ه زن رهدارم امشب

به رخسارم نمانده رنگی از ذوق
به عشق روی او تبدارم امشب

{خلج} می سازد و میسوزد از دل
به هر گا مش گلی میکارم امشب

 

 

علی خلج

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار علی خلج -12 , | بازديد : 308