تبلیغات اینترنتیclose
ای سخن هایت همه شور .رعد اسا و رسایی( علی خلج )
پیچک ( علی خلج )
شعر و ادب پارسی

سا قيا زجا بر خيز پر كن خم مستانه  

با چشم خمار خود مي ده دوسه پيمانه



نوشته شده در تاريخ شنبه 23 خرداد 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 


ای سخن هایت همه شور .رعد اسا و رسایی
چشم هایت چون خماران .از می جام خدایی

ابروانت همچو خنجر می درد قلب حزینم
صورتت چون ماه تابان . بدر رخشان سمایی

هر کلامت صد تمنا کا مجویی از من زار
ناوک مزگان تو بر این دلم تیر بلایی

لبها یت لعل گونه بر تر از لعل بدخشان
یادم ارد از دل خونین مجنون بینوا یی

دست هایت گرم و سوزان داغ تر از اه عشاق
چشمهایت چشم اهو همچو اهوی ختا یی

میروی با عشوه و ناز مثل کبک کوهساران
یک کلام گویم خلاصه بر تر از خلق خدایی

بر دل بیمار من دستی گذار تا زنده گردد
مرده ام هستی تو بخش هست دست ها ی تو. شفایی

اخرم اوردی بر حرف و ان سکوتم را شکستی
خود تو دانی هیچ ندارم جز همین اه و نوایی

خیز از بهر خدا جامی بده کن مست مستم
چون { خلج } بیچاره گشته غرق شد اندر فنا یی

 

علی خلج

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار علی خلج -12 , | بازديد : 325