تبلیغات اینترنتیclose
این همه شعر و غزل بهر تو گفتیم و گذشت( علی خلج )
پیچک ( علی خلج )
شعر و ادب پارسی

سا قيا زجا بر خيز پر كن خم مستانه  

با چشم خمار خود مي ده دوسه پيمانه



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 11 مرداد 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

این همه شعر و غزل بهر تو گفتیم و گذشت
ماه رخساره رو ی تو ند ید یم و گذشت

گفته بودی چو فتادی بعیادت ایم
زهر هجرت چو هلا هل چشیدیم و گذشت

درد تنهایی ما و دل بیچا ره ما
اه ها سینه سوزان کشیدیم و گذشت

یاد اور که چقدر ناز نمودی بر ما
من و دل عشوه و نازت خریدیم و گذشت

عمر ما بودچو اهوی پریش صیاد
زین همه رنح و غم و درد رمیدیم و گذشت

شمع من بودی و من گرد تو می گردیدم
زدی اتش پرو بالم که سو ختیم و گذشت

نا له هاکردم و یک لحظه نکردی نظری
قا صدک وار به نسیمی پریدیم و گذشت

رعد اسا تو زدی اتشی بر خرمن دل
چه بلا ها که ندیدیم که دیدیم و گذشت

خود تو دانی که خلج گشته فدای رخ تو
بهر تو سینه و دل را در یدیم و گذشت

 

علی خلج

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار علی خلج -1 +12, | بازديد : 289