تبلیغات اینترنتیclose
بيا با گوش جان بشنو که بوي يار ميايد( علی خلج )
پیچک ( علی خلج )
شعر و ادب پارسی

سا قيا زجا بر خيز پر كن خم مستانه  

با چشم خمار خود مي ده دوسه پيمانه



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1 آبان 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


که بوي يار ميايد

بيا با گوش جان بشنو که بوي يار ميايد
سراپا چشم اگر باشي ترا ديدار ميايد

تو چون ان کوه بي حرکت که از مردم بگريزد
ولي هر لحظه و هر جا بسويت يار مي ايد

بيا زنگار دل بزدا بشوي از چرک هستي ها
اگر تا حال نديدستي ولي اين بار مي ايد

تو مجنو ن اش اگر باشي ودل خونش همي باشي
به هر جا بنگري بيني که ليلي وار ميايد

فريب پوچ هستي را سرا بي دان ودور افکن
ببين در نيستي جانا حقيت وار ميايد

اگر يکبار در عمرت ببيني جلوه رويش
دگر تسکين نمي يابي غمت بسيار مي ايد

مرا ياريست بس اعظم که بي همتاست در اين عالم
چنان در پيش او خوارم کزويم عار مي ايد

چنان بي حد و قدوسه عزيز و بي شمار است او
برايم نام او بردن بسي دشوار مي ايد

نيم عاشق که لاف عشق .که با الفاظ مي بافم
خمو ش و شعله ور از عشق برقص ناز مي ايد

{خلج} سوزد از عشقش ولي لايق نباشداو
کمال عشق را بايد که روي دار مي ايد

 


علي خلج
18/8/92

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار علی خلج -2, | بازديد : 317