تبلیغات اینترنتیclose
درزماني که درد بسيار است( علی خلج )
پیچک ( علی خلج )
شعر و ادب پارسی

سا قيا زجا بر خيز پر كن خم مستانه  

با چشم خمار خود مي ده دوسه پيمانه



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1 آبان 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

درزماني که درد بسيار است
نقش يک خنده هم دل ازار است

شانه هاي بلاکش ما را
درد بيدردي کسان بار است

پيچک هرزه پر شده در باغ
بعد ازاين حال غنچه ها زار است

راه مردان شب شکن دشوار
راه دزدان . راه هموار است

با دغل مردمان مرده پرست
مرد بودن چقدر دشوار است

دشت پر لاله جاي خفتن نيست
ياوران . چشم فتنه بيدار است

لب فرو بسته سوسن از ماتم
چشم نرکس هنوز بيمار است

بلبلي را که وصل گل هوس است
زخم خارش بپا سزاوار است

هر گلي را که شوق بلبل نيست
لايق هم نشيني خار است

اي دل اين خيمه گاه شب برکن
فجر صادق تو را جلو دار است


علي خلج


 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار علی خلج -1, | بازديد : 317