تبلیغات اینترنتیclose
حديث عشق من و او عجب فسا نه اي شد ( علی خلج )
پیچک ( علی خلج )
شعر و ادب پارسی

سا قيا زجا بر خيز پر كن خم مستانه  

با چشم خمار خود مي ده دوسه پيمانه



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1 آبان 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

حديث عشق من و او عجب فسا نه اي شد
بگوش خلق رسيد چون صبا روانه اي شد

بسان ميو ه اي كالي بشاخه ماند و نچيدم
ولي زبان زد عام و چو چنگ چغا نه اي شد

منم چو بلبلي زاري گلش كه پر پر گشت
زبان كه لال شد و اشك من بها نه اي شد

رها شدن نتوان زان دو چشم شهلايش
تو گويي روز ازل باسم من قبا له اي شد

اگر چه سوخته ام گشته ام چو خاكستر
زخاكم عشق نهان سرزد و جوانه اي شد

نوشته است چو فلك نام من به نا كامي
شبم كه شب بود و روزم چو شب شبا نه اي شد

پناه به باده برم تا كنم فرا موشش
كه ورد نام قشنگش به لب ترانه اي شد

نبرده است {خلج} يادش از دل ريشش
زشش جهت دل اوبيخ و بن خرا به اي شد

 

 

يا حق
علي خلج

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار علی خلج -3 , | بازديد : 356