تبلیغات اینترنتیclose
امشب اي اسودگان در اسمانم يک شهابي ( علی خلج )
پیچک ( علی خلج )
شعر و ادب پارسی

سا قيا زجا بر خيز پر كن خم مستانه  

با چشم خمار خود مي ده دوسه پيمانه



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1 آبان 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


امشب اي اسودگان در اسمانم يک شهابي نيست نيست
کز غم سوداي او در چشمهايم ميل خوابي نيست نيست

سا لها نقاش اوهام خيالي بودم از رخسار او
فاش ميگويم که اکنون نقش هايم جز خيالي نيست نيست

نيست عاشق هر که با تنپوش خوش امد به قربانگاه يار
بلکه در فرهنک عاشق واره اي جز خويش خواهي نيست نيست

بگذار چون و چرا اي انکه در وادي عشاق امدي
در ميان عاشقان حرفي ازاين چون و چرايي نيست نيست

راه رسم پاکبازي را بيا موزيد ازاين حلا ج ها
عاشق سرمست و شيدا را که حال اختياري نيست نيست

در قمار عشق باز ي چون خلج بازنده ام هستي خودرا
عاشقي عاشق تر از من در در ميان عاشقا نش نيست نيست

 

 

علي خلج

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار علی خلج -1, | بازديد : 219