تبلیغات اینترنتیclose
خدا وندا نخواهم من خلاص ازاين خيال امشب( علی خلج )
پیچک ( علی خلج )
شعر و ادب پارسی

سا قيا زجا بر خيز پر كن خم مستانه  

با چشم خمار خود مي ده دوسه پيمانه



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1 آبان 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

خدا وندا نخواهم من خلاص ازاين خيال امشب
خط و خا لت بلايي شد بلا شد حظ و حال امشب

از اين بار گرا ن ديگر خميده پشت احسا سم
بيا ويزان مرا جا نا به جا ي اين هلال امشب

اشا راتت مر ا اكنون اميد سبز مي بخشد
بدادم حضرت حا فظ اشا راتي زفال امشب

مرا بازم مده غصه و بگذار اين چنين باشم
رها يم كن در اين حا لت نگير از من تو حال امشب

قفس را در بيا بگشا كه من در شوق پروازم
پر و بالم شكست اخر زدم بس بال بال امشب

جهان با اين همه وسعت مرا تنك امده ست اخر
سرم سنگين شده جانا زسوداي محا ل امشب

مبار ك بادم اين عشرت به درويشي و بيخويشي
گوار ا بادم اين مي را عجب بخشيده حال امشب

زهر سلول و در هر رگ خروش و شور شيدايي
بسي لذت فزا دارم من از يك واو و دال امشب

چو مي در خويش جوشيدم بر اشفتم خروشيدم
خداوندا تو بخشيدي بجا نم اين خصا ل امشب

{خلج} چون سينه چاك ايد نداند جام و مي از هم
كه سا قي ريخت بر جا نش شرابي بس ذلال امشب

 

 


يا حق
علي خلج

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار علی خلج -4 , | بازديد : 116