تبلیغات اینترنتیclose
يك شبي ديدم ترا در رويا هايم بخواب( علی خلج )
پیچک ( علی خلج )
شعر و ادب پارسی

سا قيا زجا بر خيز پر كن خم مستانه  

با چشم خمار خود مي ده دوسه پيمانه



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1 آبان 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


يك شبي ديدم ترا در رويا هايم بخواب
امدم اهسته سويت خفته بودي رختخواب

دست زدم بر زلف تو گفتي متاب اين زلف من
چون كمند است اندر افتي دام راه است ره متاب

دست زدم بر صورتت گفتي گل نشگفته است
چونكه بوئيدم بديدم بوي رويت چون گلاب

دست زدم بر ابروانت خنجر اسا بود و تيز
چون كمان ارش اسا پيش مي تاخت با شتاب

ان لبانت غنچه نشگفته بود رفتم ز حال
چون كه از خو ا بم پريدم سرزده بود افتاب

 


علي خلج

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار علی خلج -4 , | بازديد : 347