تبلیغات اینترنتیclose
زكوي دوست جويان بايدي شد ( علی خلج )
پیچک ( علی خلج )
شعر و ادب پارسی

سا قيا زجا بر خيز پر كن خم مستانه  

با چشم خمار خود مي ده دوسه پيمانه



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1 آبان 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


دوست

زكوي دوست جويان بايدي شد
چو مجنون در بيا بان بايدي شد

نشان عاشقي در بي نشا ن هاست
بسان بي نشا نان بايدي شد

رها كن ما و من را شو بر هنه
كه پيش يار عريان بايدي شد

به او باش و به او بين هر چه بيني
كه بر عكس دو بينا ن بايدي شد

مريض و احولي در خود چو بيني
چو مي نوشي بدر مان بايدي شد

چه مي جويي تو از كثرت دل ايدل
پريشان و پريشان بايدي شد

تو در خوابي و عالم راز گويان
شبي با شب نشينان بايدي شد

براي كشف {كنت كنزا } اري
حقيقت گونه ويران بايدي شد

تهي شو چون {خلج} ازخويشي و خود
تهي چون ساز چوپان بايدي شد

 

 

يا حق

علي خلج

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار علی خلج -6 , | بازديد : 323