تبلیغات اینترنتیclose
سا قيا عنا يت کن جام دل بجوش امد ( علی خلج )
پیچک ( علی خلج )
شعر و ادب پارسی

سا قيا زجا بر خيز پر كن خم مستانه  

با چشم خمار خود مي ده دوسه پيمانه



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 5 آبان 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


مخمس

 

سا قيا عنا يت کن جام دل بجوش امد
جام ديگري پر کن بوي عيش و نوش امد
از مقام دير پير اين ندا بگوش امد
نوش و نوشتان با دا دور ميفروش امد
نور حق به تا بيدن عشق دل بهوش امد
.......
تا شدم غلام او زد ره دل و دينم
هم به مسلخ عشقم هم به کيش و ائينم
در طريق ميخانه بي ريا و بي کينم
از فراق هجرا نش در د مند و مسکينم
سا قيا بده زان مي جان ما بجوش امد
........
جام حيدري بر گير قلب خود مطهر کن
ديده و دل و جانت از ميش معطر کن
ما ه بدر ظلمت شو عالمي منور کن
در ولاي مولا يي انس و جان مفخر کن
عاشقان مبار کباد دور نوش نوش امد
.......
ديده اند به چشم خود جمله عالم و افلاک
نيمه شب به نخلستان روي مي نهاد بر خاک
از براي معبودش زار و مويه و درد ناک
جلوه هاي يزداني هر زمان به چشم ادراک
عا رف شبا نگا هان پير مي فروش امد
.......
گر بگويم از وصفش انچه مي کنم ادراک
گر بداني اي زاهد مي کني گريبان چاک
از ولايتش مبهوت جمله عالم و افلاک
کس علي را نشناخت جز خدا و ان لولاک
هر طرف مدد از او ميرسد همي بر گوش
......
من بهمت مولا يا فتم نجات از چه
طاعت عبوديت کرده ام به ان در گه
منقبت بسي گفتم از ثناي بهر شه
مي رسد دما دم فيض از کرامتش انگه
چشمت اي {خلج} روشن شاه عيب پوش امد

 

 

علی خلج

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار علی خلج -7 , | بازديد : 498